๑ زمزمه ی باران ๑
دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک و فرستادمشان به آسمان... باران می بارد!
گاهی اوقات در اوج خلوت این خانه حس میکنم که در گودال غربت و تنهایی گیر افتادم و ای کاش کسی صدای ناله مرا بشنود. افسوس..... صدای خسته دل من سکوت سهمگینی است که بر پیکره از پای افتاده من رخنه کرده است. دل من ناله سر میدهد : آی.....آیا کسی هست که به صدای خسته من گوش فرا دهد؟! آیا کسی هست که بر درد چندین و چند ساله من مرهم گذارد؟!؟!؟! وباز هم افسوس....... افسوس............ نظرات شما عزیزان:
سلام رها خانوم-(رها)هيچ ميدونستي چقدر اسمت قشنگه!! بيخيال وب قشنگي داري درست مثل اسمت-اگه بهم سر بزني خيلي خوشحال ميشم بخدا---امدي نظر يادت نرهاااا-قربونت باي
www.royayerahae.loxblog.com
![]() ساعت20:53---26 دی 1390
www.royayerahae.loxblog.com
دو شنبه 26 دی 1390برچسب:, :: 20:38 :: نويسنده : mhd
درباره وبلاگ اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست. به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم... مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟ پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |